گاهی دلت یک مهمان میخواهد

گاهی دلت یک مهمان میخواهد
مهمانی که قبل از غروب بیاید
مهمانی که چایی برایش بریزی
قندان را کمکت از روی سینی بردارد
مهمانی که قند در دلت آب کند
مهمانی که اسم کوچکش را صدا کنی
تازه دوستت هم باشد
برای شام خودش پیشنهاد ماندن کند
گاهی دلت چه خواهش هایی دارد!
مهمانی بیاید و شب دم رفتن، کمی کیفش را بگردد
یادش بیافتد که کلید را جا گذاشته است
مهمانی که لباس راحتت را بپوشد
گاهی یک مهمان میتواند آرزویی بزرگ باشد!

محمد برقعی
دیدگاه ها (۱۸)

این چنین راهیِ میخانه نشو....! می ترسمای دلِ شیفته ، دیوانه ...

تو را خبر زِ دلِ بیقرار باید و نیست!غمِ تو هست ولی غمگسار با...

مگر از زندگی چه میخواهید که در خداییِ خدا یافت نمی شود؟؟؟ .ن...

شب با سیاهی اش همه را رنگ میکندشب باشد و سیاه نباشد چه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط