ساز خاموش

ساز خاموش
بزن آن پرده بزن آن پرده اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته
بزن این زخم اگر چند در این کاسه تنبور نماندست صدایی
بزن این زخمه بر ان سنگ بر آن چوب
بر ان عشق که شاید بردم راه بجایی
پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن
لانه جغد نگر کاسه آن بر بط سعدی ز خموشی
نغمه سر کن که جهان تشنه آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد که خاموش در این ساز تو بینم
نغمه تست بزن آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این پرده بر افتد من و تو نیز نمانیم
اگر چند بمانیم و بگوئیم همانیم
دیدگاه ها (۴)

بزن آن پرده ، اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته بزن این زخم...

نغمه سر کُن که جهانتشنه‌ی آوازِ تو بینمچشمم آن روز مبینادکه ...

اگر چند تو را سیم از این ساز گسستهبزن این زخمه ٬ اگر چند در ...

بزن آن پردهاگرچند تو را سیم از این ساز گسسته...

🎤 #راغب 🎵 #صدای_بارون این همه ناز دو چشمان سیاهتشده است سا...

این همه ناز دو چشمان سیاهتشده است ساز دلم...من به مضراب دلم ...

تو دراین جهان زنده ای، وقتی عمیق می خندیومردمی که در تاریکی ...

آسمان تار، زمین تور، خیابان تیر استآه این بیشه قدم‌گاهِ کدام...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط