میدونی حداقلش اینه که سرمو پیش خودم میگیرم بالا، به خودم

میدونی حداقلش اینه که سرمو پیش خودم میگیرم بالا، به خودم میبالم و میگم من تموم احساسمو گذاشتم وسط..
برداشتنش جرأت میخواست...
دیدگاه ها (۱)

//Everyone isn't replaceable, be careful who you hurt!تَرجُم...

همیشه یک راز باش !آن هم رازی کلافه کنندهآدم ها به محض اینکه ...

خودت باش ! همه مجبور نیستن ازت خوششون بیاد . تو هم مجبور نیس...

وقتی دیگران همه استرسِ زندگیشون رو دارن اما تو در آرامشی، چو...

خوب بچه ها تموم کردم سریالِ غریبه هایی از جهنمسریال میخواست ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟕ولی اونجا هم دخترا همش...

سلام به خشگلای خودممممهمونطور که میدونید فیک تقاطع ممنوعه تم...

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

پارت ۱۶ساعت ۷ و ۲۶ دقیقه عصر_یونگی:و بعد اصلحه ام رو دراوردم...

P2بعد از کلاسا با آدلا بیرون مدرسه رفتم. مثل همیشه پیاده به ...

نه بابا گریه چیه خاک رفته تو چشممجدی باید تموم کنید من کلی ا...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط