یادداشت جناب آقای حسین تقدیسی پیرامون مثنوی کوردنامه
یادداشت جناب آقای حسین تقدیسی پیرامون مثنوی کوردنامه
یادآور می شوم که نام واژه هایی از این "کردنامه"، ربط به جغرافیای طبیعی و انسانی کردها در خراسان بزرگ پیدا می کند.درخت همیشه سبز "مَرخ"(سرو کوهی،اُرس)،"ابومسلم خراسانی"،نادر شاه هَفشار"، سردار"عیوَض" و "جَجو"خان، "گل محمّد کَلمیشی" و "کِلیدر"، ایل جلیل "زعفرانلو"، ملک الشعرا "بهار دُنبُلی"، "جعفرقلی"(شاعر/ عاشق) و "مِلواری" (شاخ نبات و معشوقه) و مصیبت "الله مَزار"،"بخشی" و "دوتار" از این شمار و از این دست کلمات اند. غرض از نام واژه ی مُشعشع "آتشی" نیز، شاعر نامدار معاصر "منوچهر آتشی" است که خداش بیامرزاد!"سیموس داغتکین"هم از کُردمردهای بنام شعر فرانسه و برنده جایزه "مالارمه"،شعر آکادمی فرانسه و شعر پنج قاره است.دیگر اینکه، هر چه نام واژه ی حاضر در شِبه گیومه ها است یک جورهایی به کُرد ختم به خیر می شوند!
به هر جهت، این کُردواره ی منظوم، مونولوگ های وقت و بی وقت شاعری در آینه ی روزگار است. بی هیچ آداب و اَدایی. یک نوع بازتعریف کُردیّت خویش در تعامل و تفاهم دو سویه با خاک، آب،آتش و باد است. و همچنان، در هم صدایی با "سیّد علی صالحی"شاعر که: "کُردها از شیرازی ها هم ایرانی ترند". و دکتر "شفیعی کدکنی" که: "کُردان دلِ ایران شهرند". نیز، باورمند به کلام "ملّامصطفی بارزانی"، گاه که می فرماید: "هر جا که کُرد هست، ایران در آن جاست". بنابراین تصریح می کنم هم آوایی های صوتی، ویژگی های نحوی و کارکردهای سبکی این مثنوی هفتاد مَن کاغذ را نمی توان از چشم و زبان "شکلوفسکی، "رولان بارت"، "فردیناند دوسوسور"،"ادوارد سپیر"و تئوریسین فلان حزب و سخنگوی بَهمان گروه سنجید.شبان مثنوی زادم، من.
#کورد
#کوردستان
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
یادآور می شوم که نام واژه هایی از این "کردنامه"، ربط به جغرافیای طبیعی و انسانی کردها در خراسان بزرگ پیدا می کند.درخت همیشه سبز "مَرخ"(سرو کوهی،اُرس)،"ابومسلم خراسانی"،نادر شاه هَفشار"، سردار"عیوَض" و "جَجو"خان، "گل محمّد کَلمیشی" و "کِلیدر"، ایل جلیل "زعفرانلو"، ملک الشعرا "بهار دُنبُلی"، "جعفرقلی"(شاعر/ عاشق) و "مِلواری" (شاخ نبات و معشوقه) و مصیبت "الله مَزار"،"بخشی" و "دوتار" از این شمار و از این دست کلمات اند. غرض از نام واژه ی مُشعشع "آتشی" نیز، شاعر نامدار معاصر "منوچهر آتشی" است که خداش بیامرزاد!"سیموس داغتکین"هم از کُردمردهای بنام شعر فرانسه و برنده جایزه "مالارمه"،شعر آکادمی فرانسه و شعر پنج قاره است.دیگر اینکه، هر چه نام واژه ی حاضر در شِبه گیومه ها است یک جورهایی به کُرد ختم به خیر می شوند!
به هر جهت، این کُردواره ی منظوم، مونولوگ های وقت و بی وقت شاعری در آینه ی روزگار است. بی هیچ آداب و اَدایی. یک نوع بازتعریف کُردیّت خویش در تعامل و تفاهم دو سویه با خاک، آب،آتش و باد است. و همچنان، در هم صدایی با "سیّد علی صالحی"شاعر که: "کُردها از شیرازی ها هم ایرانی ترند". و دکتر "شفیعی کدکنی" که: "کُردان دلِ ایران شهرند". نیز، باورمند به کلام "ملّامصطفی بارزانی"، گاه که می فرماید: "هر جا که کُرد هست، ایران در آن جاست". بنابراین تصریح می کنم هم آوایی های صوتی، ویژگی های نحوی و کارکردهای سبکی این مثنوی هفتاد مَن کاغذ را نمی توان از چشم و زبان "شکلوفسکی، "رولان بارت"، "فردیناند دوسوسور"،"ادوارد سپیر"و تئوریسین فلان حزب و سخنگوی بَهمان گروه سنجید.شبان مثنوی زادم، من.
#کورد
#کوردستان
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
- ۱.۴k
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط