کاش باران بودم

کاش باران بودم
و غم پنجره را میشستم
و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده
از سر عشق ندا میدادم
پاک کن پنجره از دلتنگی
که هوا دلخواه است
گوش کن باران را
که پیامی دارد
دست از غم بردار
زندگی کوتاه است
باز کن پنجره را
روز نو در راه است...
دیدگاه ها (۶)

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که ب دریاست به مرداب نباشده...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟!"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...

"دلتنگی، طعم خاکستر خاطراتی است که هنوز دود می‌کنند."دلم تنگ...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.26(از زبون نویسنده)ا.ت هدیه...

همخونه اجباری... پارت 107."ویو پارک دوین"هنوز کنار پنجره ایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط