این روزها ورقهای دفتر زندگی ام بسی زیبا شده اند

این روزها ورقهای دفتر زندگی ام بسی زیبا شده اند
زیبایی بغض های پنهان در گلو و اشکهای روان روی بالش
به نقاشی های دفترم ، رنگ و جلوه ی عجیبی بخشیده اند ....
چقدر زیبا شده اند ....
ورق زدن هر روزه ی این دفتر برایم عادتی شده که اگر لحظه ای از ان غافل شوم روزم را به سیاهی شب یکی می کند ....
دلم یک پاکن می خواهد .... تا تمامشان پاک کنم ..... یا نه ...
شاید دلم مدادی به رنگ دیگری می خواهد تا تمام ورق های باقی مانده ی دفترم را پر از یادش کنم ...
نقاشی های زیباتر از زیبای را به تن پاک روزهایم ترسیم کنم ...
اما کو ؟
کجاست آن مداد ؟
در ویترین کدامین فروشگاه میتوان یافتش ؟
آه ه ه ه ه ه ه
خسته ام ..... خسته از رنگهای تکراری
دلم رنگ بی رنگی را می خواهد ...
دیدگاه ها (۵)

مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !! بـا...

♥من گریہ ڪردم ۅ تو خـــــوندۍ" یڪی هست..تو قلبم"♡ من لج ڪردم...

ﺑﺰﺭﮔﯽ ﮔﻔﺖ : ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﻮﻳﺪ .ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ : ﭼﻪ ﺟﻮﺭﻱ ؟ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺟ...

.لکنت شعر و پریشانی و جنجال دلمچه بگویم که کمی خوب شود حال د...

بهانه؛ - دفتر خاطراتم را باز کرد ، متعجب بود اما کمی بعد لبخ...

پارت ۴(خو ساکورا رو مخفف اسمشو میذاریم S.k, قاطی نکنید.)S.k:...

《شروع دوباره》پارت۴اول اینکه ممنون بابت اسم*تعظیم* ــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط