وای از

وای از
بی‌حواسی اول صبـح!
تا بخـواهد شیرینی رویای دیشـب از سـرت برود
و یادت بیفتد مدت‌هاست او رفتہ
و تـو تنهـایی
می‌بینی دوتا فنجـان چای تلخ
مانـده روی دستت!
دیدگاه ها (۱)

گرچه دل با گره زلف تو در بند نشدهرچه دل از گذر مست تو دل کند...

دلم یک خانه ی قدیمی می خواهد ...یک حال و هوایِ سنتی و اصیل ....

آدمیزاد است و دلتنگیهایش...هر اندازه هم قلبش سرد باشد و در د...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

همین که چشم گشودم رفته بودی تا سر همین کوچه رفته بودم تا کمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط