گفت : خیلی برام وحشتناکه!

گفت : خیلی برام وحشتناکه!
گفتم : چی وحشتناکه؟
گفت : میدونی؟ اگه تو رو پیدا نمی کردم، اگه تورو نمی دیدم، الان من توو چه حالی بودم؟
گفتم : دیوونه ای بخدا، این فکرا چیه میکنی؟
گفت : نه جدی! همیشه از این میترسم اگه عاشقت نمیشدم چی میشد؟
صورتمو به سمتش برگردوندم و
آهسته بهش گفتم :
اونوقت خودم عاشقت می شدم :)

#دیالوگ🗒
دیدگاه ها (۱)

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

P²⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹بعد دستش رو برداشت و آ...

I'm not jealous part 64یهو نفس کم آوردم و ازش جدا شدم در حال...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۰ *سانیار*گذاشتمش زمین که گفت : ا...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۲...

Iove and the moonPart 43یونا با تعجب به کوک نگاه کرد.یونا: د...

خیلی انرژی گرفتم از اینکه پست طنز گذاشتم؛ با اجازه‌ی بابامم ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط