یادم نمی آید

یادم نمی آید
چیزی از تو خواسته باشم !
دوباره صدایم کن تا نباشم پشت پنجره ی دلتنگی
نمیشکنم شیشه نازک دلت را
این قول من ؛
صدایم کن ...
بیآییم برای تمام موانع حادثه خلق کنیم دوباره
نابود کنم تا روزی تو خلقم کنی...
گلم گلدانم خالیست
خاطرتی را یاد آورم
سرم بر روی شانه ات
دستت در مویم
نوازشهایت ...
برای نجوای شبانه ات دلم لک زده
ناامید و رنجور در کنکاش تو چون کودکی مایوس ؛
اما دگر پاک شدنی نیست
کدورت‌ها...
فاصله ها...

#اشک_اهنگ
#عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم دین و ...

از مرگ میترسم ...برزخ بروم ...بشود روز حساب ...منی که بد کرد...

بیچاره پشمک گربه ناز نازی حاج عبداللهپشت پنجره ایستاده بود ا...

دل شوریده افسرده قصه ام ناتمامشد مُشتی افسوس حالِ این ایام م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط