رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۷۴





نگاهم به متین بیوفته که از خنده قرمز شده. پامو میارم بالا و میزنم به عضوش که بیوفته زمین.

یا خدا نکنه عق*م بشه؟

دستش بیره طرف عضوش و نفسش رو حبس میکنه.

با این وضع خا*جه نشه خوبه.

میرم سمتش که.....(هووو منتظر چی هستی؟ اینا دیانا و ارسلان نیستناااا متین و دیانا هست😂)

پایانا فلش بک🎼:


متین: هوووو به چی میخندی؟
دیانا: به قیتافه ی تو.
متین: بی شعور بی نزاکت.

قه قه ای میزنم و ادامه میدادم:

دیانا: میدونم. نیازی نیست بگی.
متین: خیلی پروعی.

پرو رو خیلی غلیظ تلفظ میکنهکه حوابش رو نمیدم.

انقدر باهم دعوا کردی اصلا نفهمیم چه تیپی زده این آقا گاه!:..
.........؟...........؟.........
دیدگاه ها (۲)

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۶یک کت کرم رنگ پوشیده روی تیشرت سفیدش. ...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۷واقعا وقتی نیکا رو دیدم باورم نمیشد. ت...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۳شب: یک تیپ زدم خواهر شوهر پسند. ساحلیه...

دابسمش دیانا و مرسلی. ❤به نگاه مرسلی و دیانا نگاه کنید.........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط