حالا که زمستون اومده، درستش این بود: مادربزرگ زنده بود، ن

حالا که زمستون اومده، درستش این بود: مادربزرگ زنده بود، نوه هاشو جمع میکرد دور کرسی، بساط چای و نخودچی کشمش و نقل و قصه های قدیمی‌رو راه مینداخت...

#نوستالژی
#نیازمندیها
دیدگاه ها (۱)

گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهدجز گپ ریز ریز با مادرمهی من حرف بزن...

و من منتظر تو خواهم ماند همچون کلبه‌ای تنها تا دوباره مرا بب...

#کودکانه😍

#کودکانه😍

کوک شوهر کینه ای Part40

ترس شیرین pt 37نفس هاشون با هم برخورد میکردن و تهیونگ جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط