برای من نوشته

برای من نوشته
گذشته ها گذشته
تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم
برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود

کاشکی خبر نداشتی
دیونه نگاتم
یه مشت خاک ناچیز
افتاده ای به زیر پاتم
کاشکی صدای قلبت
نبود صدای قلبم
کاشکی نگفته بودم
تا وقت جون دادان باهاتم

نوشته هرچه بود تموم شد
نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل توی قفس مرد

کاشکی نبسته بودم
زندگیمو به چشمات
کاشکی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات

لعنت به من که آسون
به یک نگات شکستم
به این دل دیونه
راه گریز و ساده بستم
دیدگاه ها (۱)

داغ بوسه ت رو لبام بانو جونمتا ابد مال منی اینو می دونمتو گل...

مرا ببوس، مرا ببوسبرای آخرین بار، تو را خدا نگهدار که می روم...

شده ام بت پرست تو ، تو ، تو ، تو ...شده ام بت پرست تو ، تو ،...

این چه رسمیست که تو ناز کنی یک طرفهاین نشد کار که من ناز کشم...

Name:سرجوخهPart ¹حقوق یه کافه! یعنی من باید با حقوق یه کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط