💐گیسوی شب💐

💐گیسوی شب💐
# فصل دوم ..
#پارت نودونه....


آریا:
کارم اتاقم که تموم شد با رضایت یه گوشه وایسادم ونگاه کردم تنها نقص این اتاق منظره ای رو به روش بود
- پففففف....
- چیزی شده آریا
برگشتم طرف مامان وگفتم : نه فقط کی اون همه وسیله رو میاره
مامان خندید وگفت : اون با من از اتاقت راضی هستی ؟
- عالیه؟
یه سوئیت عالی که دوستم دوماه کارش رو انجام داده بود اونم طبقه ای بالای خونه
مامان رو میز رو دستمال کشید وگفت : دیگه کاری نمونده مادر بیا دست وصورتت رو آبی بزن تا شام بخوریم
- اول یه دوش بگیرم چشم ..
مامان اشاره ای به ساختمان روبه روی که خونه آقا جون اینا بود کرد وگفت : اونجا ؟
- اره دیگه وسایلم اونجاست فعلا مامان
از خونه اومدم بیروم وبا عجله رفتم خونه ای آقاجون اینا عجیب بود که کسی اونجا نبود توجه نکردم ورفتم اتاقم حوله ام رو برداشتم ورفتم حمام دوشم تبدیل شد به یه حمام نیم ساعته وقتی اومدم بیرون زن عمو تو سالن نشسته بود سلام کردم با مهربونی جوابم رو داد وگفت : کار اتاقت تموم شده ؟
- آره زن عمو کسی نیست انگار؟ زن عمو : اره دخترا رفتن خرید خانم جونم اتاقشه چای میخوری برات بریزم
از خداخواسته گفتم : اره اگه زحمتی نیست
نشستم رو مبل راحتی زن عمو رفت چای بریزه
درورودی یهو باز شد وگلین وگیسو اومدن تو سالن صدای خنده اشون انقد بلند بود که خانم جون از اتاقش اومد بیرون اونا که تازه متوجه من شدن هر دوتاش ساکت شدن وسلام کردن زن عمو برام چای آورد ازش گرفتم وتشکر کردم گیسو نشست ولی گلین رفت آشپزخونه خانم جونم اومد وکنار من نشست وگفت : چه خبرتونه دخترا همیشه به خنده
گیسو با لبخند گفت : داشتیم شوخی می کردیم خانم جون ببخشید فکر کنم صدامون خیلی بلند بود
نگاش کردم احساس می کردم عوض شده ولی نمی فهمیدم چی اش
گیسو : خانم جون براتون عطر یاس خریدم امیدوارم دوست داشته باشید
گیسو بلند شد وعطر رو بهش داد خانم جون با خنده گفت : این همه خرید مال خودت تنهاست
گیسو با خنده گفت: اره دیگه خانم جون چند ماه تو خونه نشسته بودم هیجا نرفتم حالا امروز رفتیم بیرون کلی خرید کردم
گلین با سینی چای اومد وگفت : به زور از تو خیابون آوردمش همه ای پولاش خرج کرده
گیسو خندید وبرگشت طرف من که زل زده بودم بهش سرشو پایین انداخت منم سرمو پایین انداختم ومشغول خوردن چای ام شدم
خانم جون : گلین برو به زن عموت بگو شام بیاد اینجا فریده هم میاد ...
گلین : چشم خانم جون
گلین رفت وخانم جون رو به من گفت : کار اتاقت تموم شده ؟
- آره فقط باید وسایلمو ببرم
خانم جون اینبار رو به گیسو گفت : امشب وسایلشو میچینید بچه ام خسته شده
- نیازی نیست خانم جون خودم انجام میدم
خانم جون : چندتا باشید زودتر
-
دیدگاه ها (۳)

💐گیسوی شب💐#ادامه پارت نودونه....آریا:- نیازی نیست خانم جون خ...

💐گیسوی شب💐#پارت صدم ...گیسو:وسایلی که خریدم رو چیدم ورفتم پا...

💐گیسوی شب💐# پارت نود وهشت..‌گیسو: چشامو باز کردم واطرافمو نگ...

💐گیسوی شب💐#ادامه پارت نود وهفت....آریا:دکتر یه پرستار رو صدا...

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره 3 \P

"نفرتی پیچیده"پارت ۴داشتم آلارم گوشیم رو روی هفت و نیم تنظیم...

ارباب خشن من ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط