قویم هم دیگر تماشایی ندارد

قویم هم دیگر تماشایی ندارد

وقتیکه جمعه ، صبح زیبایی ندارد

حبس دعای من مرا درگیر من کرد

در این منیت ها خدا جایی ندارد

از چه پیِ حکم از لب دلدار رفتی؟

آقا بجز تقوا که فتوایی ندارد

پرونده ام نزد شما و روح تقوا

بر صفحه ی پرونده امضایی ندارد

بازار عشق و تو خریدار و گدایت

جز جان خود که جنس اعلایی ندارد

بی حُبِّ حُبِّ حُبِّ تو ای حب خالق

خلقت که دیگر مغز و معنایی
دیدگاه ها (۱)

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوختیارب ز پای تا سرم آتش گرفت و...

مردی از خانواده ی خورشیدامتداد غم امام شهیدانعکاس صدای عاشور...

شـب جمعـہ،شب زیـارتے اربابســـــلام می دهم از راه دور در شب ...

سلام گل نرگس.مولای من ...از بس که ندارم غمِ دیدار شما راگویا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط