دید مجنون را شبی لیلا به خواب

دید مجنون را شبی لیلا به خواب
کاسه ای در دست دارد خیس آب

گفت او را چیست ای شیدای من؟
در جوابش گفت ای لیلای من

کاسه ی آب است اما آب نیست
باده ی ناب است اما ناب نیست

اینکه میبینی حاصل افسون توست
دسترنج هق هق مجنون توست

سوختم در آتش بیداد تو
ریختم هر قطره اش با یاد تو

ابر بودم تشنه ی لیلا شدم ،
بس که باریدم تو را دریا شدم

عشق اگر روزی تو را افسون کند؟
لیلی اش را تشنه ی مجنون کند

★★
دیدگاه ها (۲۰۱)

دِلْ به دِلَْبر دادم و ،دلدار ،دلْ را ، دلْ ندیددلْ به دلبر ...

سلام خواهشا این دوست گلمون رو لایک و دنبال کنید مرسی از همه ...

سنی نداردعاشقی کردن...!فرقی ندارد کودکی یا پیری...!هروقت زان...

سَــلامتی شَبـی کِه دَستَمـُو گِــرِفْتْ وِ گُــفْتْ اَزَتْ ...

شدم مجنون و از من برده دل ؛لیلای چشمانتنگاهم کردی و آخر شدم ...

Ⓜ️شدم مجنون و از من برده دل ؛لیلای چشمانتنگاهم کردی و آخر شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط