مرحوم حاج اسماعیل دولابی: ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست

مرحوم حاج اسماعیل دولابی: ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.

🔸️بچه شیفته ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود. وقتی هم متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است؛ در حالی که در واقع خودش گم شده است.

🔸️انبیاء و اولیاء، پدران خلق‌اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آن‌ها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق، شیفته متاع‌های دنیا شده‌اند. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم گم و غائب نشده است؛ ما گم و محجوب گشته‌ایم.
دیدگاه ها (۰)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

پشماتون بریزه یویی چان💞💞💞بعد این همه افان چصان ای اینو بکش ا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط