این روزها جور زمستان را من می کشم

این روزها جور زمستان را من می کشم
نمی بارد
می بارم

“هواشناس من” نگاه ام کن ؛
بارش پراکنده با غبار محلی ام !

نمی دانم چه کسی نماز باران خوانده برایم !



آشوب ِجهان و جنگِ دنیا بـه کنــار
بحرانِ ندیدنِ تــو را من چـه کنـــم؟
دیدگاه ها (۶)

زجـــرآورتــر از سرطـان تنــهاییدردناکی دُمل چرکین خاطراتی ا...

و نمی پرسی حتی گاهی:هی فلانیهی تو که رادیوی عصرجغرافیای تنت ...

لطف کن لب های خود را بیش از این "قرمز" نکنرحم کن بر این دل و...

گیسویت را باز کن انا فتحنایی بگودل پریشان است "بسم الله الرح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط