سڪوتت پر از طعنہ بود...

سڪوتت پر از طعنہ بود...
نگاهت پر از بیتابے ...
هوایت اوج گرفتہ بود در تنهایے!
صدایت سهم آرامستانم شد!
دلم بے هوا در سرماے نبودت آرمید...
سخت بود!تنهایے سخت بود...
آرام گرفتن دور از ڪلامت محال بود!
بے تو آزردہ دل...آزردہ خاطر...عجین شدم
با سرابے ڪہ یادگار تو بود!
آرے...دلرباے من!
سهم من از تو...
فقط سرابے در دل سراب بود..
دیدگاه ها (۲)

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

یکیو دوست داشتم اونقدر بهش فکر کردم که تصوری که ازش داشتم از...

به نظرتون چی گفتن که این همه شده حرفای مفیدی زدن ایا؟!

سلام و شب بخیر دوستان گلم یه خواهشی دارم این الهه خانم دوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط