بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نا مهربانی دم ز

بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی
دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا به سحر / کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی
دیدگاه ها (۴)

ﻧﺎﺯ ﺁﻥ ﺍﺧﻤﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻟﺐ ﺯ ﻟﺐ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ...ﮔﻮﺵ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻛﺮ ﻋﺠﺐ، ﺁﺷ...

حس می کنم کنار تو ،از خود فراترمدرگیر چشمهای تَو باشم ،رها ت...

دلم یک بغل واژه ی سرد جدایی میخواهد…این روزهای تابستانی…آفتا...

بــــــــــَــــــچه فـقـیـّــــــــــــــــــــر را هــَوسِ...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

کاش چون برگ خزان رقص ِمرا ، ، نیمه شب ماه تَماشا می کرد ، ، ...

سلام، ستاره‌ی آسمانم...هفت ماه گذشته و هنوزشب، بوی نبودنت را...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

My best friend

https://wisgoon.com/aminsb1363میدونی همیشه میگن بهترین چیزا ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

Attar050511

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط