شاید زندگی این چنین باشد که ،

شاید زندگی این چنین باشد که ،
کسی در حسرت تو باشد و تو در حسرت دیگری !
تو مغرور به خود باشی و دیگری مغرور به داشتن تو!!
تو در آرزوی معشوق باشی و او ، عاشق عشق دیگری
اما زندگی برای من
آرزوی زیستن ،
در گوشهء دنجی ست در انتهای دنیا
در ساعت صفر زمان
جایی برای جاری شدن
بر تن یک خاطره خاموش از دست رفته و ناتوان
فرصتی دهید مرا
مکانی برای گریستن بی امان و
فضایی برای فریادهای بی صدا تا رهایی
رهایی از فهم زندگی
و پیوستن به او که خدا می خوانمش
اگر روزی رسم به او
حتماً خواهم پرسید از او که آیا زندگی اینچنین بود؟
دیدگاه ها (۱۰)

آری ، تنهایی غم انگیز ترین واژه ایست که لحظه به لحظه عمرم را...

اينجا من هستم؛ سکوتي محض، سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز ند...

سلام دوستای گلم... یکی از دوستامون به نام خانم"دلارام" واسه ...

چگونه بنويسم احساسي را كه گنگ و نا آشنا در من ريشه دوانده ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط