مـن شیفته ی کبـابِ مرغابـی ها
مـن شیفته ی کبـابِ مرغابـی ها
او عاشقِ حیوان بخصوص آبی ها
من رنگِ بنفش و قرمزِ جیغ ولی
او طـالبِ سنگینیِ عنابـی ها
من حافظِ شعرهای ایرج بودم
اوشعرِ مشیری ، شبِ مهتابی ها
آرامشِ او نیازِ من بود و دلش
سرچشمه ی طغیانگرِ بی تابی ها
او حامیِ معماریِ تاریخی و من
دیـوانه ی مبـلِ وسـطِ لابـی ها
من شعرِ پسامُدرن می گفتم و او
درگیرِ زمانِ خان و اربابی ها ...
چون فندقِ نارسیده نُشخوارم کرد
یک راسته از تیره ی سنجابی ها !
او عاشقِ حیوان بخصوص آبی ها
من رنگِ بنفش و قرمزِ جیغ ولی
او طـالبِ سنگینیِ عنابـی ها
من حافظِ شعرهای ایرج بودم
اوشعرِ مشیری ، شبِ مهتابی ها
آرامشِ او نیازِ من بود و دلش
سرچشمه ی طغیانگرِ بی تابی ها
او حامیِ معماریِ تاریخی و من
دیـوانه ی مبـلِ وسـطِ لابـی ها
من شعرِ پسامُدرن می گفتم و او
درگیرِ زمانِ خان و اربابی ها ...
چون فندقِ نارسیده نُشخوارم کرد
یک راسته از تیره ی سنجابی ها !
- ۱.۰k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط