سلام ویسگونی ها واای جاتون خالی همین الان ی اتفاقی رخ داد

سلام ویسگونی ها واای جاتون خالی همین الان ی اتفاقی رخ داد تو ویس انقد خندیدم دلم درد گرفت
جریان از این قرار بود که من همینطوری که داشتم پست میخوندم بر خوردم به پست یه آقا(محترم و عزیز خخخ ) که عکس استخوان ماموت گذاشته بود زیرش نوشته بود استخوان انسانهای اولیه صبحان الله ⬅ بعد من اومدم کامنت بذارم که سبحان الله با سین هست نه با صاد دیدم عین دوتا کبوتر عاشق دارن تو عمومی باهم صحبت میکنن خخخ هیچی دیگه منم فضولیم گل کرد از اول صحبتو خوندم و اونجا همونجوری داشتن حرف میزدن خخخ دیدم خیلی دیگه زیادی دارن قربون صدقه ی هم میرن پریدم وسط بحث و گفتم سبحان الله اشتباه نوشتی جناب
دعوا شد o_0 ههه یکی من میگفتم یکی اونا خخخ من میگفتم شما باید برین تو پی وی اونا میگفتن تو نباید بیای فضولی اونا اشتباه بود کارشون خو البته منم کارم اشتباه بود میدونستم ولی میخواستم ی حال اساسی بگیرم ازشون
خب خلاصه دیگه خدایی هرجفتشون کم آوردن و خلاصش این شد که من بلاکشون کردم بی تربیتا :ا عه نمیدونن باید برن تو خصوصی خب
حالا جالبیش اینجا بود که آخرش رفتن تو خصوصی فک میکنین خصوصیشون کجا بود !؟؟؟ تو کلش بود خخخ 0_o خدایا توبه ههه تو کلش با هم آشنا شده بودن حتی شماره ی همم نداشتم که تو تلگرام یا اینستا بحرفن سنشونم بالای بیست بود بچه نبودن
واقعا ملت بالا خونشونو دادن اجاره ههه
پایان « محنا »
دیدگاه ها (۴)

من باید اینا رو برای سیلوین و اسکارلت بخرم_(پیشمیاد_ هرچی می...

دخترک روی لبه ی پشت بوم واستاده بود و با گریه داشت با پسرک ح...

"خود بودن" خوبه، اما دردسر دارهدر واقع آدم باید خودش باشه، ح...

موهیتو من 🤍🌵pt24

بجان خودم هرکی این قسمتو بخونه نظر نده خیلی خره حالا ببینیم ...

فقط بخاطر یه اتفاق....

رمان شاهزاده اهریمن #پارت_7

از شرم خلاص نمیشی …p24

این قسمتو هرکی نخونه ینی نصف عمرش هیچی ته ته خندس درضمن فرطا...

خب ازاین قسمت به بعد وارد بخشای هیجانی و اصلی میشیم و تازه ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط