بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ،

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ،
یا آنکه ، گدایی محبت شده باشد،
دلگیرم از آن دل که در آن، حس تملک،
تبدیل به غوغای حسادت شده باشد،
دل،به تب و طوفان تنوع طلبی چیست؟
باغی ست که آلوده ی آفت شده باشد،
خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است،
بگذار که آیینه ی نفرت شده باشد،
شرمنده ی عشقیم و دل منجمد ما،
جا دارد،اگر غرق خجالت شده باشد،
مقصود من از عشق نه این، حس مجازی ست،
ای عشق! مبادا که جسارت شده باشد!
دیدگاه ها (۱۱)

انتظار را از کوچه های بن بست بیاموز، که دلخوش به تماشای هیچ ...

کشتی نساز ای نوح، طوفان نخواهد آمد....بر شوره زار دلها، بارا...

این نیز بگذرد....

رخـــت عاشقی ات راب ﮐدامـــین آویـــز آویختـــه ای ؟؟مدتـــه...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

موسیقی

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ،یا آنکه ، گدایی محبت شده ...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ،یا آنکه ، گدایی محبت شده ...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ،یا آنکه ، گدایی محبت شده ...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ،یا آنکه ، گدایی محبت شده ...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

......بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت ش...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط