p
#p3
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
ا/ت:♡ _ جونگ کوک:_
نیلو: مگه تو خنگی؟ منظورم جونگ کوک هست
♡: آها. اممم جونگ کوک خواهرم باهات کار داره
-: چه کاری؟(سرد)
♡: بیا خودت ببین چی میگه
جونگ کوک گوشی رو از ا/ت گرفت
-: بله بفرمایید (سرد)
نیلو : ببین اقای جونگ کوک خواهر من ناراحتی قلبی داره اگه یکدفعه تو راه چیزیش شد باید یه قرصی تو کیفش هت اونو بدی بهش بخوره و یک چیزی مثل خودکار هست اونو به کنار قلبش بزنی خودش اثر میکنه
_: اوکی ، خداحافظ
♡: چی گفت
-: به تو چه مربوطه؟(سرد)
رفتن و سوار ماشین شدن و ا/ت بخاطر مریضی که داره هر روز باید به غیر از یه قرص دیگه یکی هم باید بخوره که حالش بد نشه اما اون روز یادش رفته بود و ممکن بود خطری اتفاق بیافته
ا/ت:(ای وای تازه یادم افتاد قرصم رو نخوردم حالا چیکار کنم ) میشه یه جا نگه داری؟
-: نه
ا/ت:(با اینکه میدونستم قراره اتفاقی برام بیافته چیزی نگفتم) باشه
چند چند دقیقه ا/ت داشت حالش بد میشد که جونگ کوک متوجه شد
-:چت شده؟
♡: چیزی نیست فقط لطفا منو به عمارت خودمون ببر
-:چرا؟
ا/ت داشت بیهوش میشد و جونگ کوک فهمید که باید چیکار کنه
ا/ت: آ ی .یه چ چیزی مثل خوردکارر
ا/ت بی هوش شد
(ویو جونگ کوک):
اون قرص رو تو دهانش گزاشتم و راستش خجالت میکشیدم که اون دستگاه رو ( اسمش رو بلد نیستم یه چیزی مثل خودکاره)رو بهش بزنم ولی باید انجام میدادم لباسش را دادم بالا و اون رو به سینش زدم بعد چند دقیقه بیدار شد
♡: از ک. کجا فهمیدی باید چیکار کنی
-:خواهرت بهم گفت(سرد)
♡:منو ب ببر عمارت خودمون
-: دارم همینکار رو میکنم
جونگ کوک ا/ت رو به عمارت خانواده کیم برد و چون میدوست که الان ا/ت حالش خوب نیست و شاید نتونه درست بره تو برآید بغلش کرد و بردش تو عمارت
( ویو ا/ت):
منو برآید بغل کرد و به عمارت برد راستش تعجب کره بودم تا رسیدیم داخل خواهرم مثل چی اومد جلومون
نیلو: هی ا/ت خوبی؟ چرا قرص رو نخورده بودی؟ چیزی لازم نداری؟ جونگ کوک چرا بغلش کردی؟
♡: نیلو چی خوردی انقدر حرف میزنی خوبم
-: من دیگه باید برم اتاق ا/ت کجاست ببرمش؟
♡: بزارم زمین خودم میرم
-:مطمئنی؟
♡: آره
جونگ کوک ا/ت رو گذاشت زمین و ا/ت تا اومد راه بره افتاد به جونگ کوک دوباره برآید بغلش کرد
-: اتاقت کجاس؟
♡: طبقه سوم سمت راست
جونگ کوک ا/ت را به اتاقش برد و رو تختش گزاشت و رفت
پدر ا/ت با جونگ کوک تماس گرفت
-: بله کار دارین(سرد )
پدر ا/ت:......
--------------------------------------------------------------
شرط برای پارت بعد: ۸لایک،۴ بازنشر
هنوز یادم نرفته شرط پارت قبلیه کامل نشده بود 🥲
قدرمو بدونید من خیلی مهربونماااا😄
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
ا/ت:♡ _ جونگ کوک:_
نیلو: مگه تو خنگی؟ منظورم جونگ کوک هست
♡: آها. اممم جونگ کوک خواهرم باهات کار داره
-: چه کاری؟(سرد)
♡: بیا خودت ببین چی میگه
جونگ کوک گوشی رو از ا/ت گرفت
-: بله بفرمایید (سرد)
نیلو : ببین اقای جونگ کوک خواهر من ناراحتی قلبی داره اگه یکدفعه تو راه چیزیش شد باید یه قرصی تو کیفش هت اونو بدی بهش بخوره و یک چیزی مثل خودکار هست اونو به کنار قلبش بزنی خودش اثر میکنه
_: اوکی ، خداحافظ
♡: چی گفت
-: به تو چه مربوطه؟(سرد)
رفتن و سوار ماشین شدن و ا/ت بخاطر مریضی که داره هر روز باید به غیر از یه قرص دیگه یکی هم باید بخوره که حالش بد نشه اما اون روز یادش رفته بود و ممکن بود خطری اتفاق بیافته
ا/ت:(ای وای تازه یادم افتاد قرصم رو نخوردم حالا چیکار کنم ) میشه یه جا نگه داری؟
-: نه
ا/ت:(با اینکه میدونستم قراره اتفاقی برام بیافته چیزی نگفتم) باشه
چند چند دقیقه ا/ت داشت حالش بد میشد که جونگ کوک متوجه شد
-:چت شده؟
♡: چیزی نیست فقط لطفا منو به عمارت خودمون ببر
-:چرا؟
ا/ت داشت بیهوش میشد و جونگ کوک فهمید که باید چیکار کنه
ا/ت: آ ی .یه چ چیزی مثل خوردکارر
ا/ت بی هوش شد
(ویو جونگ کوک):
اون قرص رو تو دهانش گزاشتم و راستش خجالت میکشیدم که اون دستگاه رو ( اسمش رو بلد نیستم یه چیزی مثل خودکاره)رو بهش بزنم ولی باید انجام میدادم لباسش را دادم بالا و اون رو به سینش زدم بعد چند دقیقه بیدار شد
♡: از ک. کجا فهمیدی باید چیکار کنی
-:خواهرت بهم گفت(سرد)
♡:منو ب ببر عمارت خودمون
-: دارم همینکار رو میکنم
جونگ کوک ا/ت رو به عمارت خانواده کیم برد و چون میدوست که الان ا/ت حالش خوب نیست و شاید نتونه درست بره تو برآید بغلش کرد و بردش تو عمارت
( ویو ا/ت):
منو برآید بغل کرد و به عمارت برد راستش تعجب کره بودم تا رسیدیم داخل خواهرم مثل چی اومد جلومون
نیلو: هی ا/ت خوبی؟ چرا قرص رو نخورده بودی؟ چیزی لازم نداری؟ جونگ کوک چرا بغلش کردی؟
♡: نیلو چی خوردی انقدر حرف میزنی خوبم
-: من دیگه باید برم اتاق ا/ت کجاست ببرمش؟
♡: بزارم زمین خودم میرم
-:مطمئنی؟
♡: آره
جونگ کوک ا/ت رو گذاشت زمین و ا/ت تا اومد راه بره افتاد به جونگ کوک دوباره برآید بغلش کرد
-: اتاقت کجاس؟
♡: طبقه سوم سمت راست
جونگ کوک ا/ت را به اتاقش برد و رو تختش گزاشت و رفت
پدر ا/ت با جونگ کوک تماس گرفت
-: بله کار دارین(سرد )
پدر ا/ت:......
--------------------------------------------------------------
شرط برای پارت بعد: ۸لایک،۴ بازنشر
هنوز یادم نرفته شرط پارت قبلیه کامل نشده بود 🥲
قدرمو بدونید من خیلی مهربونماااا😄
- ۴۷.۱k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط