بهش گفتم راه رو درست نمیرم

بهِش گفتم راه رو درست نمیرَم
شرایط رو تغییر نمیدَم،
کاری نمیکنم اوضاعَم درست شه
و این از عَمد نیست ..
بهِم گفت تو بایَد همینجور ادامه بِدی!
پرسیدَم تا کجا؟
گفت تا وقتی که خستِه شی ..
اونجا بود که فهمیدَم،
چقدر نعمتِ بزرگیه خستگی
از خودَت که خسته شی، مصمَم‌تری ..
اصلا بهترین تَصمیم،
اونیه که بعدِ هر خستگی میگیری
راحَت کنار میذاری
راحت دِل میکنی
از خودت
از همه چی
کافیه خستِه شی


#امیرعلی_‌ق
دیدگاه ها (۵۹)

و پای آرزو در بندهزار آهنگ و آوای خروشان بود و شب خاموش... ف...

تا به حال با کسی همسفر شده‌اید، صبحانه بخورد بپرسد ناهار چه ...

بسمِ الربِّ الحسیــــن علیه السلامقصه ی عشــق از آنجا شروع ش...

از آسمان منادی ماتم رسیده استفَأبکِ عَلَی الحُسَین، محرم رسی...

عشق زیر نور ماه پارت ۹

p4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط