زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی
همه را دارم و اما تو که یارم نیستی

سهم من بودن تو در نظرِ هر روزم
چه کنم با دلِ سنگٓت، پیِ کارم نیستی

آسمان دلِ من با رخِ تو روشن بود
حالی، مهتابِ دلم، در شبِ تارم نیستی

عشق تو حبس نموده دلِ من در قفسی
من ولی پای طنابم، دمِ دارم نیستی

من دیوانه به عشقت دل و دینم دادم
آه و حسرت که به فکرِ دلِ زارم نیستی
دیدگاه ها (۱۱)

‌ﻣﯿﺎﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯽ ﭘﯿﺠﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ..ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ ﺷﺒ...

ﺷﺐ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩﻋﺸﻖ ﻣﻦ!ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍﺗﻮﯼ ﺑﺎﻝﻫﺎﺕ ﺑ...

باز در کوچه کسی عاشق باران شده استاین دروغ است ولی نامِ تو ع...

‌‌امشب را اگر بودے...در کدامین خیابان این شہر قدم مےزدیم؟شان...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟳𝟴اما صحبت‌های مجری هنوز تمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط