بالاخره

بالاخره...
هوفففف
ولی....
امروز روز خیلی خوبی میشد اگر آخرین امتحانمون بود...ولی...ولی...ولییییییی...
.
.
.
دِ آخه پد صگ دیروز چرا طعتیل شششششدددددد
حالا اون هیچ، بگم چی شده! مامان و بابام و داداشم نیستن و خونه الان مال خود خودمه و از ساعت ۹ رفتن حالا حالا ها هم بر نمیگردن و آره، نمره ادبیاتمم که کامل شد باشگاهم که رفتم ازونورم رفتم ی چنتا خودکار گرفتم(بخاطر امتحانا خودکارام به نیستی پیوستند) تازه چند تا کتابم سفارش داده بودم که ی ساعت دیگه احتمالا میاد یسسسسس...(با کلی تلاش برای راضی کردن پدر گرامی که آخرم باز پولش رو خودم دادم ولی در کل بنده بیشتر لنگه سفارشش بودم تا پولش که بزاره بخرم)و اینکه آری آری نتا کار میکنهههههه💃ولی اگه امروز آخرین امتحانمون بود خیلی بهتر میشد
خب اینکه ازونجایی که فردا هم هست و امتحان زبان دارم که همون ی روز بخونم بسه فقط میام ینگده فعالیت کنم و برم!🤓🤌✨
دیدگاه ها (۰)

راستی!واس تولد این بدبختم قرار بود این خرابشده هارو بزارمکه ...

این خراب شده ها هم که مشاهده مینمایید دیجیتالای به چخ رفتمن ...

سلام...خدافظhttps://wisgoon.com/catoo

happy New year 🎄🎁پ.ن: خوب خوب اومدم اینو پست کنم و تبریک بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط