یک روز می‌نشینم

یک روز می‌نشینم
قصه ی نبودنت را برای پسرم تعریف میکنم
و او مدام از من میپرسد اسم قصه چیست؟!
و من با مکثی کوتاه میگویم:
دختری از جنس سنگ
او کم کم به خواب میرود
و من همچنان با این داستان بیدار می نشینم
دیدگاه ها (۲)

هر چقدرم که خودمو به بیتفاوتی بزنم، هر چقدرم که خیلی سالها ب...

آدم‌هایی که هیچوقت حوصله ندارند، بیشتر از همه انتظار کشیده‌ا...

من خواستم بمونی ولی تو خواستی بریولی چیشد در اخر؟تو زورت بیش...

خیلی مونده تا بفهمیم اگه کسی میگه عزیزم دلیل بر این که دوسمو...

داستان جدید:

فیک جدید⋆ چند روز بیشتر ⋆ژانر: عاشقانه، درام، احساسی، غمگینش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط