خدایا:

خدایا:

امروز که پنجره ای برای تماشا

و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگان ندارم،


امید به توست،


پس بی آنکه نامم را بپرسی

و دفترهای دیروزم را ورق بزنی،


دوستم داشته باش.
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

My professor Chapter:2Part:85هیزل با صدایی که به زحمت شنیده ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

#pain#P⁹⁵#Season²+ بشین. راحت باش. تهیونگ میگه و بعد به سمت ...

این رمان تخیلی هست واقعی نیست ---**عنوان: لرزشی که صدا رو پس...

P6جیهوپ:هه جین میشه تو شیرینی خامه ایی بخوری؟؟؟هه جین:اخه خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط