الهی
الهی
من نه انم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو انی که گداهی را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد, نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم
چو گدایی بر سر راهی
کسی به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در را
که جز این خانه مرا نیست پناهی…
من نه انم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو انی که گداهی را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد, نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم
چو گدایی بر سر راهی
کسی به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در را
که جز این خانه مرا نیست پناهی…
- ۱.۱k
- ۱۴ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط