آغوش عشق در کنار مافیا

آغوش عشق در کنار مافیا

[ سر پارت قبلی آب شدممم]

میرا
دردی تو دلم و کمرم پیچید آروم خم شدم ملافه ی زیرم خونی بود !
هینی کشیدم ، کنارم کسی نبود ؛ بغض‌ گلوم و گرفت آروم بلند شدم کل بدنم کبود بود لباسم و پوشیدم به ساعت روی دیوار نگاه کردم ، ساعت ۴ صبح بود ولی هنوز صدای آهنگ میومد .
از پله پایین رفتم و دنبال ته گشتم وسط پیست بود پیش چندتا دختر سمتش رفتم و لرزون گفتم
_ت ته . دیدی من با کی .. با..
_با جونگکوک !
ماتم برد! با دشمنم . خوابید.م؟! دستی تو موهام کشیدم سرم گیج میرفت !
حالت تعوع امونم و گرفته بود حالم از خودم بهم میخورد از کلاب از مشزوب از ..از جعون!!! از اون عوضی!
از کلاب بیرون زدم و سوار ماشین شدم .
با سرعت سمت عمارتش رفتم؛ دم در پارک کردم با دیدن من جا خوردن ولی خودشونو نبلختن و خم شدن
_خوشاومدین خانم . آقا منتظرتون بودن!
ابروهام بالا پرید . منتظرم بود؟!
در عمارتشو باز کردم چند تا دختر کنارش بودن یکیشون رو پا.ش نشسته بود .
یه دستش رو کمر دختره بود و اون یکی دستش مشروب بود .
مشروب و سر کشید چشماش بهم خورد لیوانا دست ندیمه داد و گفت
_ اوه . میدونستم میای .!
دختره رو از رو پاش بلند کرد و با چشمکی گفت
_نظرتون چیه بالا منتظرم باشین؟!
دختره با ناز خندید و از کرواتش گرفت
_اومم ..باشههه
سمت بالا رفتن ، حالم ازشون بهم میخورد!
سمتش رفتم و سیلی به صورتش زدم . نیشخندی زد
_اوه . ضربه دستت مثل نوازش میمونه دارلینگ !
جیغ عصبی کشیدم
_خفههههه شوووو
دستم سمت اسلحه ام رفت بادیگارداش سریع ماشه ی اسلحه اشون رو کشیدن
_بچه هااا آروم باشین!
دیدگاه ها (۷)

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۷ویو کایاـ ماشین...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط