پارت

پارت ۲

ویو تینا

از خواب بیدار شدم رفتم تا یه دوش بگیرم
ساعت نزدیک ۶:۰۰ بود
من یک دوش ۲۰ دقیقه گرفتم اومدم بیرون که با روزی روبه رو شدم
-وای روزی ترسیدم . چیشده؟
روزی :هیچی ولی مامان میگه که انگار داداش داره برای یکی یا دوماه میاد کره برای استراحت
- واقعا چقدر دلم برای داداش جیمین تنگ شده
روزی : منم دلم براش تنگ شده
همینجور داشتیم حرف می‌زدیم که صدای بابا مون رو شنیدم
بابا: دخترهای قشنگم بیاین پایین صبحانه
-الان میایم بابا جونم
لباسی مدرسه ام رو پوشیدم رفتم پایین
بابا: امروز چون من آدرس مدرسه رو بلد نیستم پسر بزرگه آقای کیم یعنی سوکجین میاد دنبالتون مراقب رفتارتون باشد
روزی : چشم بابا
صبحانه مون تموم شد که گوشی بابام زنگ خورد فهمیدم که جین هست به روزی علامت دادم که بریم پایین
رفتیم پایین دیدم یه ماشین لوکس که با یک سرنشینه خیلی جلتلمن جلوم بود همینجوری داشتم نگاه میکردم که یهو........
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳که یوهو دیدم از ماشین پیاده شدجین : سلام من کیم سوکجین...

پارت۴- سلام منم پارک تینا هستم هوسوک : خوشبختم بریم داخل کلا...

پارت ۱امروز روز اول مدرسه هستشمن و خانوادم برای دلایلی مجبور...

فیک عشق مدرسه ایمعرفیتینا :۱۸ ساله - شیطون -مهربون -کیوتتهیو...

my favorite enemy p¹ویو الینا:صبح با صدای آ...

#Two_different_objectsویو لیا:صبح از خواب به زور آجوما بیدار...

راز پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط