ﭘﺪﺭﻩ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺭﻭﻍ ﺳﻨﺞ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ

ﭘﺪﺭﻩ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺭﻭﻍ ﺳﻨﺞ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ
ﭘﺪﺭ: کجا بودی؟
پسر: تو کوچه
ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ: ﺑﻮﻭﻭﻕ
ﭘﺴﺮ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ
پدر:چکار میکردی؟
پسر:درس میخوندیم
دستگاه:بوووﻭﻭﻭﻕ
پسر:ﻧﻪ ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﯼ ﻣﻴﺪﻳﺪﻳﻢ
ﭘﺪﺭ: خجالت بکش من سن تو ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺍﻳﻦ ﭼﻴﺰﻫﺎ چی ﻫﺴﺖ
دستگاه:ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺎﺧﻨﺪﻩ: ﺑﭽﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺗﻪ ﺩﯾﮕﻪ
دستگاه:ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ(surprised)(surprised)(surprised)(surprised)
دیدگاه ها (۵)

تو اگر عاشقم بودی غیرتم را مریضی نمیخواندی آخه نمیتونم با یک...

افتاد

من تصمیم گرفتم تعطیلات عید برم همه جا رو بگردم.......زیر فرش...

ههتا دیروز ما رو می دیدی مِن مِن می کردیالان شاخ شدی مَن مَن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط