سَـلآمَتـی روزی که اَز خـونمـون صِدآی قـرآن بیـآد و اَز
سَـلآمَتـی روزی که اَز خـونمـون صِدآی قـرآن بیـآد و اَز فـردآش ببیـنَن مَـن دیگـه تو اون خـونه نیستَـم سَلآمتی روزی که بَقـَلِ عـکسـم ربـآن مشکـی بآشه جـلوشَـم خـرمآ و حـلوآ سَلآمتی روزی که من سفید بپــوشَــم دیگران مشکــی سَلآمتی روزی که نَبـآشم و بقیه بگن جـآش خـآلیـه سَلآمتی روزی که میدونن بالاخره میـای دیدنم ولی دیدنِ من نه دیدنِ سنــگ قـبرَم آره بزآر دستتو رو سنگ قبــرم آرومم میکـنه نکـنه اَشـــک بریزیـــآ آخه من طآقتِ اشکـاتو ندآرم گلم .
- ۱۷۸
- ۰۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط