‏آدم بایستی در این هستیِ بی‌پایان، جایی، آغوشی برای خویش

‏آدم بایستی در این هستیِ بی‌پایان، جایی، آغوشی برای خویش داشته باشد؛ تا بدان مالک باشد، برای خودش باشد، از خودش باشد، آغوش مالکش باشد، می‌فهمی؟
‏یک کمی بالاتر از گوش، سمت چپ مغز، در میان آن حجره‌های در هم پیچ، در اعماق این حجره‌ها جایی هست که احتیاج به دستکاری من دارد؛ مخاطب من آن‌جاست؛ از آن‌جاست که عوض شدن شروع می‌شود.

#رضا_براهنی
دیدگاه ها (۰)

من آنقدر زیاد رویا بافته‌ام و کمتر زیسته‌ام، که گاهی سه‌ساله...

رمز نو شدن را باید بلد بود وگرنه بهار فصلی تکراریست

یا امیر المومنین

تمام می شود این چنار و این چند دیواراما سرنوشت این کوچه دهان...

چگونه عشق و همآغوشی راه خداشناسی بود مرتضی متقیان

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 182✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط