درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه‌ی قبله‌نما رفت....
دیدگاه ها (۹)

مخترع دوربین عکاسیاگر می دانستساعتها حرف زدن با یک عکس بی جا...

من مبتلا ترینم به "تو"به تویی که سال هاست روزگارِ منی...!

دیدن روی تو در خویش زِ من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو ر...

" الحُب رزق من الله لقلبک "عشق نعمتِ خداست برای قلبت شریکی د...

بعد از حرفام بوس کوچیکی روی گونم کرد و رفت بیرون به گریه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط