تو مثل شهریور هستی

تو مثل شهریور هستی
که تا چشم باز و بسته میشود
وقت رفتنت از راه میرسد
که همیشه وقت برای بودنت کم است
برای به آغوش کشیدن و غرق شدن لای مو هایت
تو از خانواده ی تابستان هستی
که روز های اول را به گرمی می آیی
و با سردی این خانه را ترک میکنی
بعد از تو، اینجا پر از اشک خواهد شد و خاطراتی که زرد میشود و از دیوار می افتد...
و خانه ای که بدون تو سرد و سرد تر میشود...


دیدگاه ها (۵)

از بامداد روی تو دیدن حیات ماستامروز روی خوب تو یا رب چه دلر...

آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آیدآن گاه خروس جان در بانگ و فغا...

لحظات شادی ... خدا را ستایش کنلحظات سختی ... به خدا اعت...

همیشهقدمهای انسانهای‌مهربانگل‌ریزان استبه هرکجا می‌روند عطر ...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

شوق دارم بشوم غرقِ گناهی که تویی.....این کالبد کالدر فصل عری...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط