من از کنارت با دلی بشکسته میروم

من از کنارت با دلی بشکسته میروم
با کولبار خاطــراتت، خستـه میروم

بسیار میگفـــتی حکایت ها ز عاشقی
از قصه های فرضی ات آهسته میروم

در چشمهایت تا ابد سری نهفته است
آری بـدان این راز را دانســته میروم

چشمان دلبرت، مثال باغ پر گلیست
با یاد آن دو دیده یِ گلدسته میروم

پیروز این پیکارِ نامردانه گشته ایی
بازنده ی جنگم ولی، شایسته میروم

پا پس نمیکشم که بازآیم سراغ تو
این راه را من تا ابد، پیوسته میروم
دیدگاه ها (۱۴)

هر چه کُنی بکُن، مَکُن؛ترک من ای نگار منهر چه بَری ببر، مبر ...

این روزهادوستت دارمدیگر قلب ڪسے رابہ تپش وا نمےداردو گونہ ے ...

گرچه دُشوار است امّا بی صدایی بِهتر است!بی خیالت!.دوری از عش...

روزه هایم را به خرمای لبت_ای جان منمی کنم افطار _ با سوز و گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط