گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید ..؟

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید ..؟
آن زمان که خبر مرگ مرا ازکسی می شنوی روی تو را کاشکی میدیدم....
شانه بالا زدنت را بی قید وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر را که ,عجب,عاقبت مرد؟افسوس...
کاشکی میدیدم من به خود میگویم :چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد.....
دیدگاه ها (۵)

اگه گفتیlove is your faceیعنی چی؟... یعنی جمالتو عشق است

ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﺑﮕﯿﺮﻩ ... ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ، ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﮐﺴﺎ...

پست موقت

ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﻱ ...ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻏﻢ ﻭ ﺷﺎﺩﻱ ﻣﻦ ﺷﺮﻳﮑﻲ ...

ص ۶۹پریسا متوجه پریشانیم بود ولی همه انهارا به بیماری پدرم م...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط