رویاے شیرین من ...

رویاے شیرین من ...
بےقرارت ڪه مےشوم...
دامن دامن شڪوفہ ے شعـــر...
از جانــم مےریزد...
هواے بی قــــرارے
هر لحظہ مرا تا گوشہ اے
مےبرد
و مے رهانـــدم
آه ! بازگــــــردد...
لحظہ هاے تب آلــود تن من !
در ســـرم هوایت را مے پرورانم
نفس هایت ...
خواب شیرینــــم را ...
تر ڪرده است...💞
دیدگاه ها (۲)

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.⁴سنگینی هوای م...

رویای شیرین من بی قرارت که می شوم دامن دامن شکوفه ی شعر از ج...

رویای شیرین منبی قرارت که می شومدامن دامن شکوفه ی شعراز جانم...

رویای شیرین منبی قرارت که می شومدامن دامن شکوفه ی شعراز جانم...

رویای شیرین من ...بی قرارت که می شوم...دامن دامن شکوفه ی شعر...

عطر دستهایت میان گندم زار گیسوانم می رقصند!!مست میشوم، چشمان...

تب شهریوری من!آخرین ماه دومین فصل سال هم رو به اتمام است.تب ...

تو استاد ساختن لحظه های ناب ای.. از همان لحظه هایی که آدم دل...

خیال حضور تو، خنکای دنج سایه ای است در ظهر تب دار و عبوس بی ...

از آسمان دلش بوی برف می‌آمداگر سکوت نگاهش به حرف می‌آمدزنی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط