فاجعه این نیست که

فاجعه این نیست که

من هنوز هم وقتی عصبانی می‌شوم

فرو می‌روم توی خودم و

انقدر ناخن‌هایم را

لایه لایه لایه می‌کنم

تا برسم به گوشت زیرش

فاجعه این است که

تو دیگر نیستی تا روبرویم بنشینی

و من را از خودم بکشی بیرون

و هی بگویی: «نکن، نکن، نکن دیوونه»
دیدگاه ها (۷)

خدا وقتی گونه‌ های تو را می‌ تراشیدلب‌های تو را می‌بافتپاهای...

لعنت بر این خیابان ها که هیچکدام عرضه ی آوردن تو را ندارند!!...

از قول منبه باران بی امان بگو دل اگر دل باشدآب از آسیاب علاق...

ﺑﺎ ﻋﻄﺮ ﺗﻮﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻡﺍﯾﻦ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯽ...

#قرارداد_دوستانه s2p13 ویو هانا : روی مبل کنار نامجون نشسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط