دنباڸ.بهانہ بود…

دنباڸ.بهانہ بود…
دستش.دادم…

بے فایده.دڸ…
بہ چشم مستش.دادم…

با خنجر.ڪینہ
خواست زخمم.بزند…

در خویش.شڪستم و
شڪستش.دادم
دیدگاه ها (۱۱)

بعضی روزها آدم حس میکندخدا دستش را می گیردمقابل غم ها..میگوی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_20بعد از پارک کردن ماشین از ...

پارت ۱۳

part 4

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

شاهکاری به نام دروغ

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط