من و باد صبا مسکین

من و باد صبا مسکین
دو سرگردان بی‌حاصل

من از افسون چشمت مست
و او از بوی گیسویت...
دیدگاه ها (۱)

چشم‌هایش شروع واقعه‌ای بود عظیم در قلبم!هرگاه‌ دیدمش تندتر ا...

ﺑﻮﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺁﻣﺪ …ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ …ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﭘﺪﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ؟ﻧ...

هوایت می‌زند بر سردلم دیوانه می‌گرددچه عطری در هوایت هستنمی‌...

پاییز....🍁 🍂 🍁 چمدانش را بستهانتهای جاده آذربه انتظار نشست...

🌺🌱اعجازش نان است، مادر بزرگعطر بی مانند نان، پیچیده در جان ه...

السلام علیک ایها الامام الرئوف #علی ابن موسی #الرضا علیه الس...

☆ازدواج اجباری☆P♡38___________*ویو سومی**بدون معطلی یا مکث ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط