من می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم ,

من می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم ,
که مثل سیلی به صورتت بخورد
و امنیت تو را خدشه‌دار کند و به خطر بیندازد ...
می‌توانی نگاه نکنی،
می‌توانی خاموش کنی،
می‌توانی هویت خود را پنهان کنی،
مثل قاتل‌ها ...
اما نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری،
هیچ کس نمی‌تواند ...

عکس و متن :
#کاوه_گلستان
دیدگاه ها (۱)

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

I've got you Right hereI know it's been a lonely road Everyo...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت»«تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

🎭 آخرین نقشپارت دوازدهمدو هفته از آخرین صحبت جدی لیانا و تهی...

𓆩 پارت ۴۱ 𓆪 🖤🥀ات یک قدم عقب رفت.— امکان نداره...مرد از تاریک...

🖤 پارت ۲۷ | «حقیقت»لانا جلوی در ایستاد.داخل اتاق تاریک بود.ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط