دنیای ما

پارت ۱
معرفی ات : من ات هستم . یه دختر خوشگل و جذاب که ورزش رو هم دوست دارم ، راستش وضعیت مالی خانوادم زیاد خوب نیست ، من و داداشم جیمین تو مدرسه ای مخصوص پولدار هاست درس میخونیم . من ۱۸ سالمه و جیمین ۲۰ سالشه ، پدرم آدم مهربونیه اما قمار بازه و معتاد به الکل ، مادرم هم وضعیت چندان خوبی نداره چون سرطان داره ، شاید بگید پول از کجا میاریم که تو یه دبیرستان مخصوص پولدار ها درس میخونیم خب ، مادرم اشراف زاده ست . پدربزرگم مافیاست ، برای اینکه مافیا بودنش لو نره . سه تا شرکت رو اداره می‌کنه ، البته الان که پیر شده هر کدوم از شرکت ها رو دایی هام اداره میکنن . ولی برعکس خانواده مادرم ، خانواده پدرم اصلا وضعیت مالی خوبی ندارن . برای همین پدربزرگم رابطه شو با مادرم قطع کرد ، اما مارو نوه ی خودش می‌دونه ، خرج مدرسه ی مارو خاله کوچیکم دارئوم میده ، چون بچه هاش اصلا درس خون نیستن و ولگردن . من این وضعیت سخت رو با وجود هیونا و لارا که دوستام هستن تحمل میکنم . هیونا دوست دختر جیمینم هست که از حق نگذریم خیلی بهم میان . یه پسردایی هم به اسم جونگ کوک دارم ، وقتی بچه بودم همبازیم بود . ولی الان ازش خبر ندارم چون وقتی ۷ سالم بود رفتن آمریکا ، مثل اینکه قراره ۲ هفته دیگه بیان خونمون .

مایل به پارت بعدی؟
دیدگاه ها (۰)

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

فیک تهیونگ

marry without love

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

دید ات وقتی بهم نگاه کرد بدنم لرزید از بچه های دیگه شنیده بو...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

#دوپارتی🦋پارت آخرکه یهو ات زد زیره خنده... جیمین و سونی تعجب...

نام سناریو: از اجبار تا علاقهپارت: یکمادرم: میلن(من) چهره ی ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط