شنبه شد باده انگور سفارش دادم

شنبه شد باده انگور سفارش دادم
غزلی با دف و تنبور سفارش دادم

تا که یکشنبه شد از عشق عسل های لبت
وسط مزرعه زنبور سفارش دادم

من به دریای لبت روز دوشنبه زده ام
روی امواج لبت تور سفارش دادم

چه عزیز است سه شنبه که پس از مدت ها
رنگ موهای ترا بور سفارش دادم

عصر چارشنبه نیا پای قرار دل من
چونکه یک عالمه مامور سفارش دادم

باز پنج شنبه سر قبر غزل ها رفتم
گریه کردم دوسه تا گور سفارش دادم

جمعه ها دست خودم نیست دلم میگیرد
استخوان دردم و ساطور سفارش دادم....
دیدگاه ها (۴)

ﺳﺎﻗﯽ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﯽ ﺑﻨﻮﺷﺎﻧﻢ ﭼﻮ ﺣﺎﻟﻢﺣﺎﻝ ﻧﯿﺴﺖﺗﺎ ﺑﺠﻮﯾﻢ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﻧﺸ...

گاه گاهی ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ به خودم میگویم:در دیاری که پر از دیوا...

مرد وقتی عاشق زنی می‌شود در دل خود پنهانش می‌کند مبادا که دی...

ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟــــﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺸﯿــــﻨﯽ ...ﮐﺎﺳﻪ ﺻﺒﺮت ﻟــــــــﺒﺮﯾﺰ .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط