من عاشق او بودم و انگار نفهمید...

من عاشق او بودم و انگار نفهمید...

یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید!
دیدگاه ها (۳)

سحر روز دهم چشم و دلم گریان است....امشبی را شَهِ دین در حَرَ...

در کار خلقت چیستم ..؟ آیینه یا آهم....گاهی تو را میخواهم و گ...

مثل فدک نام تو را هم غصب کردند... تو بهترین مصداق ام المؤمن...

از تو دارم همه خوشبختی و اقبالم را.....به کدام شیوه به تو شر...

من که با کد بهش گفتم دلم تنگ شده برات نفهمید بعدش که بهش گفت...

و چشم‌های هرکس به نظرم زیبا بود انگار چیزی که زیباشان می‌کرد...

رها🦋 یکی ازم پرسیدچه جوری اینقدر آرومی انگار هیچی برات مهم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط