دیده بارانی و دل کرده هوایت چه کنم؟

دیده بارانی و دل کرده هوایت چه کنم؟
تو نبودی و ز غم پر شده جایت چه کنم؟

نرود پای دلم غیر رهی جز ره تو
غیر از این جان که فدا گشته برایت چه کنم؟

این روا نیست که اینگونه دل آزار شدی
صنما..با دله افتاده به پایت چه کنم؟

میکنی بر همه جانم تو خدایی اما
دله سنگی که خدا کرده عطایت چه کنم؟

بی تو این سینه کویریست به پهنای سراب
بی خدا....با تو و این جور و جفایت چه کنم؟

قاب عکس تو کند ولوله در سینه بپا
مانده ام با هوس زنگ صدایت چه کنم ……
دیدگاه ها (۲)

ﺍﻥ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻣﯿﮕﺬﺍﺷﺘﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ...

در خلوت خــــــاموش من ، یاد تو نجوا می کنددر ظلمت سرد شبم ،...

کاش میدانستیکه دلم در پی دیدار تو میلرزد دوست ...کاش میدانست...

از خواب گل تا باور پروانه ترسیدیم از همصدا و همدل و هم خانه ...

آخرین وصیت امام سجاد ( ع ) به فرزندش امام محمدباقر ( ع )

آوا با هق‌هقی که سینه‌اش را می‌درید دست‌های آهنین جونگکوک را...

قلب های مرده پارت ۵۴ دویدم توی تاریکی باغ عمارت، پاهام روی چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط