..

..
این روزها دل هامان شبیه اتاقی ست که قفل پنجره اش گیر کرده،
نه باز میشود و نه بسته..

نه آنقدر باز که نفس بکشیم
نه آنقدر بسته که بفهمیم همه چیز تمام شده است.

اسم ها
نفس ها
حرف هایی که نیمه تمام مانده ان...
تنهایی..
همه مثل سایه ای که نه میتوانم لمسشان کنیم
و نه پس میروند.
همانند گلوله های جنگ شده این،
بیزار....
هم از مبدا،، هم از مقصد....

و با خودم میگم:
کاش یه بار هم ما شکوفه میدادیم،
مایی که این همه هرس شدیم.
دیدگاه ها (۰)

گاهی میان تمام خستگی‌های جهان،چیزی درون من هنوز بیدار است؛نه...

هیچ بن بستی در زندگی نیست جایی که فکر میکنی تمام شد ، آغاز ر...

آدم‌هایی‌ را که زیاد دوستت دارند، بیشتر دوست داشته باشو آنها...

.به قول سهراب سپهری :نه ما می مانیم ، نه اندوه می گذرد 🌱

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ³²ویو اِلا___صدای موتور…آروم…...

آتیشی که از بارون شروع شدprt10---ویوی ا. تنفسم بند اومده بود...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ³²ویو اِلا___صدای موتور…آروم…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط