از دور

از دور

می بوسم تورا
ای آرزوی هرشبم

شاید که با این دلخوشی
پایان گرفت تاب وتبم

از دور می بوسم تورا
ای کعبه دلبستگی

ای آشنای باوفا
ای مرهم هر خستگی
دیدگاه ها (۲۱)

تــ௸ــو کــ௸ــہواســ௸ــہ بقــ௸ــیــ௸ــہخــ௸ــدایــ௸ــیواســ௸...

من تماشاےتومیکردموغافل بودمکزتماشاےتوخلقیبه تماشاےمنندگفته ب...

می توانستم فراموشت کنم... امّا نشد زندگی یعنی همین ؛جبری به ...

می توانستم فراموشت کنم... امّا نشد زندگی یعنی همین ؛جبری به ...

♡✧خسته‌ام...و خستگی، مهمانِ هر قدمِ این راه است.اما خستگی، پ...

در جمع ها بودیم،انتخاب شدیم،آنچه خدا میدانست ما نمیدانستیم.ی...

آینه‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط